تایتل قالب


۶۶ مطلب توسط «کم‌نویس» ثبت شده است

🔺کور شدن نوزاد ۳ ماهه بر اثر نور فلش دوربین!
🔹یکی از آشنایان خانواده‌ای که تنها ۳ ماه از تولد فرزندشان گذشته بود، به علت خاموش نکردن فلش دوربین موجب نابینا شدن این نوزاد شد.
🔹این شخص که برای گرفتن عکس از این کودک، دوربین را در فاصله ۲۵سانتی‌متری وی گرفته بود، موجب آسیب به شبکیه چشم او شده و چشم راست او را نابینا کرد.
🔹به گفته پزشکان این آسیب دیدگی دائمی بوده و حتی عمل جراحی، بینایی وی را به او باز نمی‌گرداند

شبکیه تا سن چهار سالگی تکامل نمی یابد و هر گونه نور شدید می تواند موجب آسیب های جبران ناپذیری در چشم نوزادان شود.

منبع خبر   https://goo.gl/fJpAsM


کم‌نویس ۹۶-۷-۲۴ ۲ ۱ ۱۶

کم‌نویس ۹۶-۷-۲۴ ۲ ۱ ۱۶


واسه ازدواج دوتا نماز دورکعتی هست که قبل از تعیین مورد خواستگاری باید خونده بشه منم شرایطمو بی رودربایستی به مامانم گفتم که هرکسی رو مدنظر گرفت بهش بگه.

سال94(بعد از حدود 20 مورد خواستگاری) با یه خانم محجبه دانشجوی پیراپزشکی الحمدلله ازدواج کردم و فقط دفترخونه عقد کردیم و هیچ مراسمی نداشتیم یعنی هیچی به معنای واقعی و هردمون هنوز از این موضوع خوشحالیم

6 محرم امسال هم خداوند متعال برسرما منت گذاشت و یه آقا پسری از خزانه بی انتهاش به صورت امانت سپردش به ما...

یه حس جالبیه وقتی پرستار میاد بهت تبریک میگه و اولین سؤال تو از سلامتیشونه

بابا برید با یه همفکر خودتون ازدواج کنید و خودتونو از این لذت ها محروم نکنید ..... سخت نگیرید

چشم رو هم بذاریم پیر شدیما از من گفتن.


کم‌نویس ۹۶-۷-۲۴ ۶ ۳ ۳۰

کم‌نویس ۹۶-۷-۲۴ ۶ ۳ ۳۰


نگاه کنید! درختان، میوه میدن که هسته تولید کنند و نسلشون زیاد بشه. 

حشرات و حیوانات جفتگیری می‌کنند به همین قصد

این جوونایی که میگن ما ازدواج نمی‌کنیم، دلمونم نمی‌خواد نسلمون زیاد بشه ظاهرا دارند با خودشون می‌جنگند.


کم‌نویس ۹۶-۷-۲۳ ۳ ۴ ۲۴

کم‌نویس ۹۶-۷-۲۳ ۳ ۴ ۲۴


میگه: طرف، جلو عابربانک به من گفت:«حاج آقا! من عابر بانک بهم پول نمیده، شما بیا شماره کارتتو بده به من تا پول بریزم به حساب شما بعد شما بگیر بده به من.»

این دوست منم چون لباس شیخی تنشه خیال می‌کنه نباید به هیچ درخواستی جواب رد بده، واسه همین قبول کرد.

میگه کارتمو دادم دستش، او هم صفحه عابربانکو به من نشون داد که اسمم و مبلغ رو نوشته بود، منم دیگه ندیدم که دکمه تایید رو بزنه،(رسید هم بهش نداد)

بعد گفت: «خب حاج آقا! بیا بی زحمت پول بگیر بده به من.»

میگه کارتو زدم اما الحمدلله داخلش پول نداشتم و بهش گفتم نیومده داخل حسابم، بعد یارو گفت: خب حاج آقا بعدا که اومد به حسابت برام بریز و رفت....

تااازه بعدش فهمیدم چه کلاهی داشته سرم می‌رفته.


کم‌نویس ۹۶-۷-۲۲ ۵ ۴ ۴۷

کم‌نویس ۹۶-۷-۲۲ ۵ ۴ ۴۷


۱ ۲ ۳ ... ۱۵ ۱۶ ۱۷