امروزه عده‌ای با مطالعات میدانی فهمیده‌اند  افراد دور از تمدن که الان هم در دل جنگل‌ها ساکن هستند برای خود دین و آیینی دارند و از پیامبری هم خبری نیست و در گذشته هم چنین بوده است که مجموعه انسان‌ها برای خود آیین درست می‌‌کردند و این موضوع نشان می‌دهد دین و دینداری امری ساخته دست بشر است و به مرور پیشرفت نموده و به ادیان بزرگ کنونی تبدیل گشته است و جنبه الهی ندارد.

اما این نتیجه‌گیری مطابق هوای نفس و برای فرار از تکالیف دینی است؛ زیرا این موضوع نشان می‌دهد حس پرستش و خداجویی در فطرت انسان‌ها قرار دارد که اگر خداوند متعال رسولانی را ارسال نمی‌کرد که راه صحیح پرستش را آموزش بدهند انسان‌ها برای ارضاء حس پرستش و خداجویی خود، به راه خطا می‌رفتند مثل این که اگر برای حس ازدواج آنان راهی قرار نمی‌داد.... و دین داری هم دونوع است؛ ساختگی و الهی

و احتمال دوم نیز این است که همه اقوام در زمین رسولان یا نماینده‌ای از رسولان داشته‌اند و پس از شهادت و یا وفات آنان دست به تحریف و خیانت در حق دین الهی خود شده‌اند.

جهت درک کامل‌تر مطلب: آنچه تمام عقلای عالم از ابتدا تا الان به آن پایبند هستند این است که هرکس ادعای نبوت می‌کرد از او معجزه طلب می‌شد و اگر معجزه‌ای نداشت کسی حرفش را قبول نمی‌کرد و در مباحث اعتقادی ثابت شده است که معجزه الهی با کارهای امثال جادوگران و مرتاضان فرق‌های زیادی دارد و قابل مقایسه نیست و مردم این فرق‌ها را می‌فهمند پس قبول انبیاء و معجزات ایشان توسط خیل عظیم انسان‌های عاقل نشان از ساختگی نبودن ادیان الهی دارد.